دلم گرفت از اين روزا ، از اين روزاي بي نشون
از اين همه در به دري ، از گردش چرخ زمون
دلم گرفت از آدما ، از آدماي مهربون
از اين مترسك هاي پست ، از هم دلاي هم زبون
تو هم كه بي صدا شدي ، آهاي خداي آسمون
آهاي خداي عاشقا، تويي فقط دلخوشيمون
آره دلم خيلي پره ، از غم هاي رنگاوارنگ
از جمله دوستت دارم ، دروغ هاي خيلي قشنگ
دلم بدجوری گرفته..هر طرف که نگاه ميکنم تو رو ميبينم.. عطرتو حس ميکنم و صداتو
ميشنوم..اما تو هيچ وقت نيستی... ميترسم دستاتو تو دستم بگيرم..ميترسم بلور
انگشتاتو بشکنم... می ترسم تو هم مثل من بوی تنهايی و غربت بگيری.. می ترسم
اين بغض هزار سالهبه تو هم سرايت کنه... من از مرگ نمی ترسم از رفتن تو می
ترسم.. می ترسم تو بری و مننميرم! می ترسم بدون تو زنده بمونم دلم گرفته...!!
مثل تموم شبهايی که گذشت..!! مثل تموم شبهايی که بدون تو خواهند اومد...!!
روزگارم از شبهای بی ستاره تو هم تيره تر شده.. تنها يادت هست که اميدسپيده
ای هرگز نيومده رو تو دلم زنده نگه ميداره...ديگه زير بارون خيسنميشم..!! ياد اون
چتری که بالای سرم گرفتی تا ابد با منه.. من و ببخش که هنوز ازت پرم ..که هنوز
نميتونم ازت دل ببرم.. راستی تا حالا شده اون قدر دلت برای کسی تنگ بشه که با
شنيدن اسمش هم بغض گلوتو بگيره؟؟ تا به حال شده اون قدر بخوای برای يه نفر
بميری که از زنده بودنت هم خسته بشی؟؟ يا شده دلت بخواد زمين و زمان متوقف
بشن تا نگاهی که به توخيره شده لحظه ای بيشتر باقی بمونه؟؟ميدونی... من
عاشقم چون فقط يه بار تو دلم زلزله اومداما از زلزله بم هم مخرب تر.. چون هميشه
قلبم واسه يه نفر زد (واسه تو)...ميدونی... تو هيچوقت نتونستی ذهنمو
بخونی..اشکمو ببينی.. صدامو نشنيدی..صدايی که خودت خفش کردی..صدايی که
يه روز بهت ميگفت دوست دارم عشق من پاک بود..عشق من با عشقای حالا فرق
کاش وقتی میگفتم دوست دارم با بند بند وجودم میگفتم...اما هیچ وقت
نفهمیدی...اما بازمميخوام از تو بنويسم ..ميدونی چرا؟؟ چون اول و اخر لحظه هام
تويی......